حجاب متانت است

میشل هولباک، نویسنده اسلام ستیز فرانسوی که اخیراً دین اسلام را «حماقت» و «خطرناک» توصیف کرده، در جدیدترین اظهارات خود گفته است: «برای غلبه بر مسلمانان باید آنها را به فساد کشید. ما از راه زور نمی توانیم افراط گرایی دینی را متوقف سازیم؛ پس بهتر است مسلمانان را به فساد بکشانیم. چنگ بر ضد افراط گرایی اسلامی با کشتن مسلمانان فایده ای ندارد، فقط با فاسد کردن آنها می توان به این پیروزی دست یافت. باید به جای بمب دامن های کوتاه و گوشواره فرو بریزیم.»

این رهنمودهای کاملاً هوشمندانه و بسیار موثر برای دشمنان جوامع اسلامی است. واقعیت این است که هیچ چیز به اندازه فساد جنسی، شالوده های یک جامعه هدفمند را از هم نمی پاشد. فساد، نیروهای پر شور جوانان را به بیراهه های ناهنجاری می کشاند و جامعه را از نیروی کارآمد محروم می کند. یکی از بزرگترین عوامل تعیین کننده در این زمینه نحوه ظاهر شدن زنان در عرصه های اجتماعی است.

در جامعه ای که زنان و دختران به شکل اغواگرایانه و با افراط در نمایش زیبایی های جسمی خود در مکان های عمومی ظاهر می شوند، انگیزه های فساد جنسی بیش از جوامع است که در انها چارچوبهای تعیین شده برای نحوه حضور اجتماعی زنان وجود دارد و کنترل های اجتماعی مانع از اغراق در نقش جنسی زن در صحنه های اجتماعی می شود. وفور این انگیزه ها طبعاً منجر به غلتیدن جامعه به دامن ابتذال های جنسی می شود. www.zibaweb.com

فلاسفه غرب مدت هاست که از نحوه ایفای نقش اجتماعی زن در جوامع غربی انتقاد می کنند. آنها می گویند به رغم آنکه در ابتدا کشاندن زن به عرصه های اجتماعی با انگیزه بهره مند کردن جوامع از نیمی از توان اجتماعی خود بود، اینک پس که از دهه هایی از این حضور می گذرد، افراط در ابعاد جنسی، باعث شده که این نیمة جامعه نه تنها از ایفای نقش های اجتماعی خود باز بماند، بلکه به اضمحلال کشاندن نیروهای مردان جامعه به دلیل مخاطب واقع شدن در فرآیند رفتارهای ناهنجار زنان را باعث شود.

اسلام این مشکل را با روشن بینی خاص خود پیش بینی کرده و نسخه منحصر به فرد حجاب را به عنوان چاره قطعی آن با جوامع اسلامی معرفی کرده است؛ به گونه ای که امروزه، برخی از چهره های جدید فلسفی عرب، به تقلید از این نسخه بی بدیل عرب، جوامع غربی را به پرهیز از افراط در نمایش های جنسی عمومی به وسیله دختران و زنان جوان دعوت می کنند.

اما شرایط جامعه ما از نظر حجاب چگونه است؟ ما در جامعه ای که حاکمیت خود را اسلامی می داند، چگونه این نعمت بزرگ الهی را مورد بهره برداری قرار می دهیم؟ پاسخ این پرسش ها را بسیاری از شما به خوبی می دانید. جلوه های بدحجابی در کوچه و خیابان، در بازار و پارک و سینما و فروشگاه و در بسیاری از اماکن عمومی جامعه ما خودنمایی می کند. هر روز شکلی تازه از لباس هایی که پیش از پوشاندن، در خدمت نمایاندن هستند، بازار پوشاک زنانه را اشباع می کند و مدل های جدید و اغواگر آرایش و رفتارهای وسوسه انگیز سایه سنگین خود را هر روز بیش از پیش بر حضور اجتماعی زنان ما می افکند تا اجتماع جوان جامعه را هر چه بیشتر به پرتگاه سقوط فرهنگی نزدیک کند.

در اینکه حجاب از ارزش های مهم و از اصول مسلم رفتار اجتماعی در اسلام است، هیچ تردیدی نیست؛ نظامی که نام «جمهوری اسلامی» را بر خود دارد، ملزم به پاسداری از حریم ارزش های اسلامی، از جمله حجاب است. اما متأسفانه در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی هیچ استراتژی مشخصی در برخورد با موضوع حجاب، طراحی و دنبال نشده است.  مسئولان رده بالای مملکتی، پیوسته چادر را «حجاب برتر» دانسته اند؛ اما بر این امر نیز تصریح کرده اند که سایر پوشش ها، به این شرط که مشخصات مورد نظر اسلام را در زمینه حجاب داشته باشند، پذیرفتنی اند. الگوهایی از «مانتو- شلوار- روسری» در سالهای اول پیروزی انقلاب اسلامی، برای ادارات طراحی شد که در عین پوشیدگی، صرفاً رنگهای سیاه و تیره را برای پوشش زنان و دختران تجویز می کرد.این الگوهای سختگیرانه، در عمل، حالت یک حجاب اجباری را در محیط اداری پدید آورد؛ اما در کنار این الگوها، رسانه های هنری، به ویژه سینما، الگوهای دیگری را به زنان ارائه دادند که کاملاً با آنچه که مرد نظر بخش داری کشور بود، تفاوت داشت. با گذشت زمان، کم کم عده زیادی از زنان و دختران دوگانگی را در رعایت حجاب آموختند. به این ترتیب که آنها در محیط های اداری یک نوع حجاب داشتند و در محیط های دیگر نوعی دیگر تفاوت حجاب بسیاری از دختران دانشجو و دانش آموز و زنان کارمند در محیط های اداری با محیط های دیگر، چنان فاحش است که گاه شناختن چهره ای واحد در دو محیط مشکل می شود. از سوی دیگر سختگیری در مورد آرایش چهره در محیطهای اداری، لوازم آرایش ا جزء لاینفک کیفهای همراه بسیاری از خانم ها کرد. در چنین فضایی آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفت، «روح حجاب» بود. در واقع آنچه در بحث حجاب مورد توجه بخش اداری جامعه واقع شد، بخش فیزیکی و ظاهری آنب بود، حال آنکه در اسلام در هر مقوله ای به محتوا و روح و معنا بیش از صورت ظاهر بها می دهد.

 

حجاب متانت است

در میان همه متفکرانی که درباره حجا اظهار نظر کرده اند، جایگاه دانشمند شهید و نظریه پرداز اسلامی، مرتضی مطهری، جایگاه رفیع و ارزشمند است. این چهره اندیشمند اسلامی در تعریف حجاب از دیدگاه اسلام جمله ای درد که در عین ایجاز، بسیار پر محتواست. ایشان می فرماید: «حجاب متانت است».

در واقع شهید مطهری حجاب را نه در مقوله ظاهر که در مقوله رفتار می داند. متانت حالتی است که در نقطه مقابل آن، «جلف گری» و «جلب توجه» است. وقتی استاد مطهری حجاب را متانت تعریف می کند، در واقع درصدد بیان آن مفهوم است که پدیده حجاب زن را در عرصه اجتماعی به شکلی محفوظ می دارد که باعث جلب توجه نامحرمان به جاذبه های جنسی او نشود.

به عبارت دیگر، اسلام از طریق نهادینه کردن حجب، نیروی عظیم زنان را بدون آنکه در چارچوب جاذبه های جنسی در جامعه به هرز برود، در خدمت اهداف و فعالیت های مفید جامعه قرار می دهد. زنی که در پرتو چنین حجابی در صحنه های اجتماعی جامعه حضور می یابد، صرفاً به عنوان یک نیروی اجتماعی درست همپای مردان مورد توجه قرار می گیرد و نقش های جنسی او باعث تبدیل شدنش به عروسکی برای ارضای نگاههای هوسبازان و در واقع خارج شدن از گردونه فعالیتهای جدی اجتماعی نمی شود. اما این، همة موهبت های حجاب نیست. حجاببه دلیل پوشیده داشتن جاذبه های جنسی زن، او را از تعرض متجاوزان محفوظ می دارد و از سوی دیگر، منحصر کردن ایفای نقش های جنسی در محیط خانواده، کانون های خانوادگی را گرم و پر محبت و مستحکم می سازد.

 

سینمای ایران!

دوگانگی اجتماعی در زمینه حجاب به گونه ای است که حتی موقعیت های رسمی را هم شامل می شود. در کشور ما که سینما به نوعی از سوی مسئولان فرهنی نظارت می شود، این تصور که محصولات آن منطبق بر اندیشة تصمیم گیرندگان فرهنگی کشور است، تصور نابجایی نیست. در چنین شرایطی اکران شدن فیلم هایی که هنرپیشه های زن در آنها جلوه های مختلف بدحجابی را علناً به نمایش می گذارند، تماشاگران این فیلم ها را بیش از پیش در این دوگانگی فرو می برد.

در طول سالهای اخیر، سینما حتی در زمینه حجاب، گاه سنت شکنی کرده و به نوعی پیشرو مطرح کردن جلوه های بدحجابی در جامعه بوده است که موارد مشخص آن را می توان در بررسی سینمای ایران که در شماره های آینده مجله انجام خواهد شد، مورد بازنگری قرار داد.

دکتر طوبی کرمانی، مدیر کل امور اجتماعی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دیدگاه خود را در مورد حجاب اینگونه مطرح می کند: منظور از حجاب پنهان کردن و انزوای زن نیست؛ بلکه پوشش او تا حدی است که باعث تحریک نامحرم نشود. استاد مطهری در این زمینه می گوید: اگر زن مرض نداشته باشد و نخواهد عریان بیرون بیاید، پوشیدن یک لباس ساده که تمام بدن و سر جز چهره و دو دست تا مچ را بپوشاند، مانع هیچ فعالیت بیرونی نخواهد بود. بلکه بر عکس، خونمایی و پوشیدن لباسهای تنگ و مدل های رنگارنگ است که زن را به صورت موجودی مهمل و غیر فعال درمی آورد که باید تمام وقتش را مصرف حفظ پوزیسیون خود کند. استاد مطهری خطوط اصلی مسئله حجاب را در این عبارت خلاصه می کند: اسلام می گوید نه حبس، نه اختلاط، بلکه حریم.

امیرمؤمنان علی (ع) در زمینه حجاب می فرماید: خداوند حدود و مرزهایی قرار داده است. از انها تجاوز نکنید و واجبات و فرایض دینی قرار داده آنها را ترک نکنید.

لباس مناسب آن است که پوشاننده حریم انسان باشد، به نحوی که باعث جلب توجه محیط نگردد. همچنین لازم است حجاب را به عنوان یک فرهنگ و سنت در جامعه به تصویر بکشیم. نکته بسیار مهم این است که یکی از ابزارهای مناسب و موثر در گسترش فرهنگ یک جامع رسانه های جمعی است. اما متأسفانه آنچه از پوشش زن ایرانی در سینمای ایران مشاهده می شود، تنها ترغیب کننده مدهای غربی و تشویق کننده زنان ایرانی به بدحجابی است.

 

تقویت بنیه انسانی حجاب

یکی از امتیازات احکام اجتماعی اسلام این است که از ابعاد مهم انسانی هم برخوردارند. هر دعوتی که اسلام برای انجام کاری از انسان کرده، در نهایت برای حفظ کرامت انسانی اوست. دعوت حجاب نیز از این قاعده مستثنا نیست. حجاب در نهایت در خدمت حفظ شأن انسانی زن است.

دکتر فرزانه ترکان، نائب رئیس کمیته طب ورزشی فدراسیون ورزش بانوان کشورهای اسلامی در این مورد می گوید: من فکر می کنم یکی از دلایل ناهنجاریهای فعلی جامعه ما در زمینه حجاب، این است کخ از ابتدا فراموش کرده ایم برای نسل جوان لزوم و فلسفه حجاب را توضیح بدهیم و جا بیندازیم. نکته مهم این است که پیش از هر چیز هر چیز ضرورت این مسئله توسط خود جوانان درک شود؛ نه اینکه فقط به توجیه از جنبه اسلامی آن بپردازیم. باید در بین زنان این مسئله جا بیفتد که به جای ارضای خود از طر یق به نمایش گذاشتن زیبایی های ظاهری، به نمایش زیبایی های باطنی بپردازند. مسئله دیگر تقویت جنبه انسانی حجاب است. در جامعه مازنان محجبه ای هستند که پیش از آنکه به حجاب از نظر اعتقادی بپردازند، به فکر حفظ شأن انسانی و زن بودن خود هستند و اسلام هم دقیقا روی همین مسئله تأکید دارد. اسلام می گوید شان اجتماعی و انسانی همان شان اسلامی است. در نهایت بعد از جا انداختن این مطلب در ذهن ها ست که باید به توضیح بهشت وجهنم و مسئله جزا و پاداش بپردازیم.

 

چه کسی آن بخشنامه ها را امضا کرد؟

در کشور ما با توجه به اینکه حکومت بر مبنای قوانین اسلامی مصوب شده است، ماده 638 قانون مجازات اسلامی، در بحث جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی. به رعایت حجاب شرعی توسط زنان در معابر و انظار عمومی اشاره می کند. از این رو، این قانون به صراحت حجاب شرعی را حد ومرز پوشش زنان تعیین کرده است. این قوانین نیز همچون قوانین دیگر لازم الاجرا است. بنابر این طبق تبصره ماده مذکور، زنانی که به این قانون بی توجهی کنند به مجازات حبس و جزای نقدی محکوم می شوند. «اشرف گرامی زادگان»، حقوقدان. روزنامه نگار و مشاور کمیته زنان در مجلس شورای اسلامی، با بیان این مطلب می گوید: برای اجرای هر قانونی باید فرهنگ آن جامعه نیز پذیرای آن باشد. ناهنجاریهای فعلی در زمینه حجاب نشان می دهد که قشری از جامعه به این قانون تن در نداده و حتی به نحوه اجرای آن اعتراض دارند. چرا این ناهنجاریها ایجاد شده است؟ من به این سوال چنین پاسخ می دهم که عملکرد نامناسب در گذشته موجب شده است به جای پذیرش و اجرای قانون، کار به تقابل کشیده شود. چون با افراط های خود. جامعه را به سوی مخالفت کردن سوق داده ایم و به فکر چاره جویی هم نبوده ایم. موضوع قانون، اجرای حجاب شرعی بود، اما ما پا را فراتر گذاشته ایم و حتی در مورد رنگ و فرم حجاب، به نظرات افراد اهمیت ندادهایم. با اظهار نظر های شخصی وادارشان کردیم بپذیرند فرم حجاب و رنگ پوشش را ما تعیین کنیم. چادر و رنگ سیاه را به آن ها غالب کردیم، در حالی که چنین فرم و رنگی با روحیات جوانان سازگارنبود. اگر واقع بین باشیم، باید به گذشته نظر کنیم و ببینیم چه کردهایم که امروز به این وضعیت مبتلا شده ایم. سختگیری در مورد استفاده از چادر و حتی در برخی مکانها اجباری شدن چادر و یا استفاده از رنگ سیاه، جوانان را به تقابل واداشت. در بسیاری از ماه های مبارک و عزاداری ها و در مکانهایی چون زیارتگاه ها، مساجد، سمینارهای قر آن خوانی و مراکز مذهبی مانند حسینیه ها به نیت آنان توجه نکردیم و گفتیم چون چادر نداری و یا لباس و مانتوی تو سیاه نیست راهت نمی دهیم. چه بسیار که آن ها می گفتند «چرا در اسلام می گویند رنگ سیاه کراهت دارد و شما عکس آن رااصرار می ور زید ؟ اسلام چه می گوید و شما چه می گویید!» و ما پاسخ قانع کننده به به آنان ندادیم. از این رو، جوانان از مراکز مذهبی دور شدند و ما به دست خود راه سست شدن در دین و آیین را به آنان آموختیم. و جوانان مان را از مراکزی که می توانست زمینه عشق به مذهب و احکام الهی را روز به روز در آنان تقویت کند، دور کردیم. چنین شد که اکنون باید در به در به دنبال متخصص جامعه شناس، روانشناس و جزاشناس بگردیم تا آسیب های روحی و جسمی وارد بر جوانان و پر خاشگری و اعتراض آنان را-به جهت اعمال سلیقه ها ی گاه متضاد- درمان کند: آن هم اگر درمان شود و زخمی کهنه نباشد. و چه بسیار که از مراجع تقلیدمان نیز پیشی گرفتیم و مجتهد تر از آنان اظهار نظر کردیم. چون فلسفه وجودی حجاب را درک نکردیم، به احکام نورانی اسلام ظلم بسیار شد. بنابراین دربخشی از جامعه، حجاب شرعی جایگاه خود را نیافت. اکنون وقتی از کنار مدارس و دبیرستانها می گذریم و و رنگ های زنده و شاد لباس جوانان و خنده روی لب هایشان را می بینیم، به نشاط می آییم. اما افسوس می خوریم که چرا سالها جوانان رااز رنگ و فرم محروم کردیم. گل های باغ که آفریده خداوند سبحان اند. با رنگ و بوبه آدمی نشاط و شادابی می دهند. چگونه جوانان این همه سال از رنگ و فرم دلخواه بی بهره بوده اند و اکنون که تا حدودی این آزادی عمل را در استفاده از رنگ به دست آورده اند، آیا زیانی به کسی رسیده است؟ پرسش من این است که چه کسی آن بخشنامه را امضا کرد؟ چه کسی به جای حجاب صحیح، جوانان را ملزم کرد که سیاه بپوشند؟ ‌تبعات آن فشارها اکنون کجا و چگونه بروز یافته است؟ آسیب اجتماعی امروز حاصل عملکرد دیروز ماست. به عملکردهای سابق فکر کنیم و دست از افراط بر داریم. به جوانان مهلت دهیم تا با درک درستی از حجاب به ایمنی خود بیندیشند. حفظ حجاب موجب می شود که از خشونت (به خصوص خشونت جنسی نسبت به جوانان و علیه آنان) پرهیز شود و زمینه خشونت فراهم نگردد. حجاب ایمنی می آورد و موجب می شود تا بوالهوسان، بیماران و آسیب زنندگان نتوانند به سهولت با دسترسی به جوانان،‌ جامعه زنان و دختران را خدشه دار کنند و به نوعی به تجارت زنان دست بزنند. ضمناً توصیه می کنم اگر می خواهیم به جوانان متذکر شویم که در اجتماع به قانون حجاب، عرف اجتماعی، فرهنگ و سلامت خودشان اهمیت بدهند، مهربان تر سخن بگوییم و از توهین وبرخورد نادرست با آنان بپرهیزیم و مینی بوسهای منکراتی را برای حمل بدحجابان به مقر به میادین نیاوریم. www.zibaweb.com

 

فاصله گرفتن از معنویات

پدیده بدحجابی متاسفانه پس از دوران دفاع مقدس سال به سال تشدید شد. عوامل مختلفی در این روند دخالت داشته اند. از جمله این عوامل عامل طبیعی است. در تعبیرات جامعه شناختی معمولا از « جامعه » به عنوان یک « انسان» نام می برند و تمام حالات جامعه را به عنوان یک انسان بزرگ تجزیه و تحلیل می کنند. همان طور که در قرآن نیز آمده است، به هنگام سختی انسانها خدا را بیش تر یاد کرده و پس از رفع مشکلات متاسفانه او را فراموش می کنند. در دوران جنگ نیز روحیه معنوی، ایثار و از خود گذشتگی به مراتب بیش تر بود، اما با پایان آن این روحیه رو به ضعف نهاد. دکتر نفیسه فیاض بخش، دکترای فلسفه و مراکز آموزش عالی، با بیان این مطلب می افزاید:‌ ما طی دوران پس از جنگ با کاهش شدید روحیه معنوی مردم مواجه شدیم که سال به سال این کاهش فزونی گرفت. به طور کلی عامل اول در گسترش بد حجابی پایان جنگ و در نتیجه ضعیف شدن روحیه معنویت بود. البته این مسئله اختصاص به جامعه ما ندارد و مشابه آن را در تاریخ صدر اسلام هم مشاهده می کنیم. امید داریم به لطف پروردگار این روحیه دنیا طلبی کاهش یابد تا ما مصایب صدر اسلام مواجه نشویم. عوامل دیگری نیز در گسترش بد حجابی موثر بوده است. از جمله این که متاسفانه بیش تر برنامه ریزی ها صرف امور اقتصادی شده و نسبت به امور معنوی و فرهنگی توجه کمتر صورت گرفته است. به علاوه، دست اندر کارانی که مسئول برنامه رزیزی این امور بوده اند متاسفانه بسیار ناهماهنگ اقدام کر ده اند، گاهی هم ناگهان اقدامی عجولانه یا روبنایی برای مقابله با این معضل بزرگ صورت گرفته که بیش تر اثر معکوس داشته است. به اعتقاد من مهم ترین عامل گسترش بد حجابی کم توجهی به عوامل فرهنگ ساز در جامعه است. برای ساختن روح ها و تاثیر در جهان و قلب انسانها امر مستقیم کم تر کارکرد داشته است. درصورتی که با کیاست و محبت، بهتر می توان قلب فردرا تسخیر کرد. دراین زمینه رسانه ها و نهادها فرهنگی و مبلغان نقش بسزایی دارند.

 

در باره الگوی حجاب باید منعطف بود

به نظر می رسد ریشه ناهنجاری های فعلی در زمینه حجاب را باید در دو دسته عوامل جست. دسته اول عوامل درونی و دسته دوم عوامل بیرونی؛ من در مورد عوامل درونی بیش تر به ضعف انگیزه نظر دارم که ممکن است ناشی از فقدان اطلاعات صحیح و کافی در باره فواید حجاب و مضرات بد حجای باشد. یا ناشی از مشکلات متعددی که رو درروی فرد با حجاب قرار دارد. به عبارت دیگر، به نظر می رسد آگاهی برخی زنان در زمینه حدود و کیفیت حجاب و همچنین، ویژگی ها و فواید آن کافی نباشد و بر عکس بد بینی و اعتقاد به تعارض حجاب با فعالیت اجتماعی، تضاد آن با روشنفکری و اندیشمندی و همچنین تعارض حجاب با شادی و تفریح، به صورت گسترده ای رواج دارد.دراین مورد قطعاً دستگاهای تربیتی رسمی و غیر رسمی نظیر آموزش وپرورش، آموزش عالی، رادیو و تلویزیون، مطبوعات و سینما اگر تقصیر نداشته باشند، حتما قصور دارند. جمیله اعلم الهدی، دانشجوی دکترای علوم تربیتی، بابیان این مطلب می گوید: با توسعه میزان مشارکت زنان در نقش های اجتماعی، بدون شک حفظ حجاب با مشکلات پیچیده تر و جدیدتری موماجه شده است. چنان که شرایط جوی همچون گرمای تابستان یا حجم و وزن لباسهای زمستانی و شرایط اجتماعی از قبیل ترافیک شهرها، کارهای سخت در کارخانه ها، بیمارستانها و.... فعالیت و آمد و شد روزانه زنان رادر صورت تقید به چادر واقعاً با مشکل بیش تری روبه رو می سازد. بدیهی است مقاومت در برابر این گونه مشکلات مستلزم انگیزش قوی درونی برای حفظ حجاب است. در حالی که در نقطه مقابل این نیرو، یک انگیزه قدرتمند برای خود نمایی در سرشت زنان وجود دارد. علاقه به خود نمایی یکی از علایق ذاتی زنان است که سرکوب و همچنین رها شدگی آن ریشه بسیاری از مفاسد اجتماعی از جمله مسئله خانمان بر انداز سکس بوده است. این علاقه ذاتی همچون دیگر علایق و تمایلات ذاتی بشر، ‌از جمله قدرت طلبی، فزون خواهی، خشونت و شهوت دوستی، هم لازمه زیست اجتماعی انسان است که بدون آن زندگی مختل می ماند و هم در صورت رها شدن، به سرعت طغیان خواهد کرد. از این رو لازم است همواره تحت کنترل عقل قرار گیرد. امروز بحران معنویت موجود ناشی از به کنار رانده شدن خرد بشری است. بنابر این تقویت انگیزه درونی از طریق اطلاع رسانی صحیح در مورد حجاب و بکار گیری روش های تر بیتی ویژه برای ایجاد احساسی از حضور خداوند حسابگر و مقتدر در درون افراد به راحتی حلال مشکلات ناشی از این ناهنجاریها خواهد بود. دسته دوم عوامل بیرونی هستند که من دراین جا بیش تر به نا کار آمدی رو ش های تربیت دینی و تبلیغات مذهبی از یک سو و تلاش گسترده دیدگاههای سکو لار برای مقابله با حجاب به عنوان یک ارزش دینی مخالف با آزادی و ناقض حقوق زنان از سوی دیگر نظر دارم. بدیهی است در دید گاهای رایج اومانیسم و فمینیسم که تعریف انسان شامل یک جسم فربه همراه با مقداری آرامش روانی است،‌ آزادی نیز در بر هنگی معنا خواهد شد و از این رو حجاب ضد آزادی تلقی می گردد. اما اگر تعریف انسان از این گسترده تر شود و روح به عنوان حقیقت او مطرح گردد و تعالی روح هدف حیات باشد- نه بیش خوردن و بیش خفتن و بیش خوش بودن – و شادی به عنوان سعادت جاویدان و آرامش همیشگی تلقی گردد و زندگی محدود به حدود بیولوژی نباشد، در آن صورت هر آن چه عامل تعالی روح و فراغت از پر دازش جسم باشد اسباب آزادی است. در این صورت حفظ حجاب به عنوان عاملی که برای روح فردی و اجتماعی زنان مصونیت می آورد و تزاحم علایق جسمانی مردان را به نفع اوج گیری روح زنان بر طرف می سازد، مورد توجه و اهتمام بیش تر قرارخواهد گرفت.به نظر من نمی توان بر یک الگوی ثابت سنتی منحصر به فرد به عنوان پوشش مناسب پا فشاری کرد. لازم است حدودو ثغور حجاب بر مبنای شریعت باشد و تنظیم الگو براساس دلالت هایی صورت گیرد که از عرف و توصیه های روان شناختی و جامعه شناختی و همچنین هنر بدست می آید. الگوی حجاب بر اساس اقتضائات زمان و مکان می تواند ضمن حفظ حدود شرعی، تغییر کند. به اعتقاد من صرف پایبندی به حدود و احکام شریعت کافی است و در باره نوع الگو باید منعطف بود. البته نکته قابل ذکر این است که حجاب واقعاً یک موضوع وجدانی و درونی است، زیرا چنان که قرآن نیز اشاره می فرماید، یکی از مهم ترین مراحل حجاب، حجاب در نگاه است. حفظ چنین حجابی با هیچ عامل خارجی ممکن نیست و هیچ تحمیلی چه از جانب حکومت یا خانواده نمی تواند در حفظ آن کمک برساند. تنها و تنها خود فرد و وجدان او ناظر به این حجاب هستند. از این رو، هرگاه قرآن می خواهد حضور مقتدرانه حق را در همه مراحل زندگی گوشزد کند، از آگاهی او نسبت به لحظه های خیانت چشم مثال می آورد.

 

حجاب، مهار کننده شعله های سر کش شهوت

مسئله ناهنجاری در زمینه حجاب یا پوشش به عنوان یک رفتار جنبی قطعا منفک از سایر ناهنجاریهای رفتاری و فضای فرهنگی و اخلاقی جامعه قابل بررسی نیست. بنابر این پیدا کردن عوامل ناهنجاریها در زمینه حجاب جدای از بررسی علل و عوامل سایر ناهنجاریها ی رفتاری و اخلاقی ممکن نیست و اگر ما بتوانیم به بررسی جامع فضای فرهنگی، ‌اخلاقی و رفتاری جنبی جامعه بپردازیم و ریشه های ناهنجاریای رفتاری را شناسایی کنیم، قطعا علت و عوامل نا هنجاری در پوشش و حجاب هم روشن خواهد شد. «منیره نوبخت»، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان، با اشاره به این مطلب می گوید:‌ از میان عواملی که بروز نا هنجاریهای رفتاری و فرهنگی از جمله بد حجابی را در پی دارند، می توان این موارد را بر شمرد: فقدان بر نامه ریزی و مدیریت توانمند و نافذ فرهنگی، وجود تضاد وتعارض در گفتار، رفتار و مدیریت متولیان امور فرهنگی کشور، تبلیغ و ترویج عملی فرهنگ مادی یا مادیگری غربی، ضعف آموزش و پرورش در تربیت دختران جوان، عدم توجه عملی به تهاجمات فرهنگی و اقدام به موقع در مورد آن متاسفانه حاکمیت نگاه ابزاری به زن در فضای تبلیغی کشور به خصوص در رسانه ها و نشریات هنری. در بیان حد و مرز حجاب لازم است توجهی به معنای حجاب داشته باشیم. به نظر من حجاب باعث جلوه گری فکر، اندیشه، تلاش، جدیت، مدیریت، خلاقیت و ابتکار زنان در جامعه است. حجاب یعنی بستن راه های سوء استفاده از موجودیت و سرمایه های خدادادی زنان، پو شاندن ظاهر، اندام، جمال و زیبایی ایشان در انظار عمومی و نیز حجاب به معنای ظهور و تشعشع انوار عقلانیت در جامعه، مهار کردن شعله های سر کش شهوت و بالاخره جلوگیری از سوختن شاختار سبز زندگی است. به هر جهت، ظاهر، پوشش و آرایش زنان در شرایطی که تأمین کننده این معنای باشد، یقیناً حد مناسب حجاب را در بر خواهد داشت. طبیعی است حد شرعی این پوشش از سوی فقها و صاحب نظران دینی مشخص شده است.

 

تحمیل نکنیم، اجازه انتخاب بدهیم

با توجه به ناهنجاریهای فعلی در زمینه حجاب، عوامل رخداد چنین وضعی را چه می دانید ؟ برداشت از مسئله حجاب در سطوح مختلف جامعه یکسان نیست و در این زمینه راه افراط و تفریط در پیش گرفته شده است. در بعضی از اقشار جامعه حجاب به شکل سختگیرانه و فراتر از حدود شرعی است. در حالی که تند روی و تحکم در مسائل اجتماعی و اعتقادی، بدون توجیه صحیح و منطقی معمولا باز خوردی منفی دارد. بنابر این به سبب این محدودیتها گرایش نوجوانان و جوانان به بدحجابی بیش تر می شود. مهین فرهاد یزاد، مدیر کل تر بیت بدنی دختران وزارت آموزش و پرورش، در مورد حجاب چنین می گوید:‌ جامعه ما با قشر عظیمی از نوجوانان و جوانان و جوانان مواجه است که به اقتضای شرایط سنی تنوع طلب هستند و از رفتار و افکار دیگران الگو می پذیرند. از این رو، در زمینه حجاب نیز به پیروی از پوشش افراد مورد علاقه شان می پردازند. با داشتن الگوهای بسیار شایسته و مناسب در فرهنگ اسلامی و ایرانی باید تلاش کنیم تا جایگاه مناسبی برای این ارزش ها بین آنان به وجود آوریم و با استدلال منطقی و برخورد مناسب، برای تحول اخلاقی و رفتاری در این گروه از افراد جامعه بستری مناسب بسازیم. قشر جوان و نوجوان به دلیل افراط و تفریطی که گفته شد، به تزلزل و سر گشتگی دچار شده است. حضرت امام (ره)‌ همیشه معتقد بودند که قضایا با کار فرهنگی پیش خواهد رفت و نباید طوری اسلام را معرفی کنیم که مردم از آن بتر سند. از این رو، حجاب وقتی ارزش دارد که فرد معتقد به مفهوم آن باشد و احساس کند کرامت و شخصیت او در داشتن حجاب است. حجاب باید نهادینه شود و این امر به کار فرهنگی بلند مدت نیاز دارد. رسانه های گروهی به ویژه صدا و سیما می توانند از طریق برنامه ریزی مناسب الگوهای شایسته را معرفی کنند. آموزش وپر ورش به عنوان یکی از نهاد های مهم اجتماعی با بر نامه ریزی صحیح برای دانش آموزان که در سنین نقش پذیری هستند می تواند برنامه های فرهنگی – آموزشی مناسبی جهت تشویق به امر حجاب ارائه دهد. بهتر است اجازه داده شود جوانان و نو جوانان به دور از بر خی محدودیتهای غیر منطقی، آگاهانه و آزادانه این ارزش اصیل اسلامی را انتخاب و رعایت کنند. www.zibaweb.com

 

حجاب و بر خور دهای سلیقه ای

یکی از عوامل تشدید مشکلات حجاب در جامعه ما بر خورد های سلیقه ای با آن بوده است. این بر خوردها که نوعاً از سوی تصمیم گیر ند گان در ساز مان های مختلف اعمال شده، نوعی واکنش منفی را در میان عده ای از دختران و زنان جوان بر انگیخته است. دکتر « شکوه نوابی نژاد»، استاد دانشگاه، روانشناس خانواده و نایب رئیس شبکه ساز مان های غیردولتی زنان، در این مورد چنین می گوید:‌ به نظر من حجاب از ابتدا خوب معرفی نشده است. مزایا و امتیازات آن به ویژه برای نسل جوان تبیین نشده و صرفا به عنوان یک قانون پس از انقلاب همانند قوانین راهنمایی و رانندگی با متخلفان آن بر خورد گر دیده و هیچ گونه کار فر هنگی به عنوان یک ارزش در مورد آن، صورت نگرفته است. بر خوردهای سلیقه ای با حد و مرز حجاب و چند گونگی در این بر خوردها از مشکلات دیگر حجاب بوده است. برای حضور در برخی سازمانها، پوشش چادر اجباری و در برخی دیگر حجاب تعیین شده شامل مقنعه و روپوش، روسری و مانتو و.....است. به علاوه، همراه ساختن حجاب با رنگ سیاه به ویژه برای دختران مدارس با توجه به ویژ گی های رشدی آنان نبوده است.

 

پرهیز از مدلها و رنگهای نامناسب

توجه به حجاب باطنی (به معنای اعم عفاف) برای اقشار مختلف جامعه در اولویت قرار دارد. اگر حدود و مرزها در روابط اجتماعی حفظ شوند، قطعاً در حفظ حجب ظاهری نیز موثر خواهد بود.

پروین سلیحی، مشاور سازمان صدا و سیما و مدیر دفتر امور زنان در این زمینه معتقد است: در مورد حد و مرز پوشش، حجاب برتر چادر است و شایسته است در منصب های بالای حکومتی و روابط بین الملل به عنوان نماد جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار گیرد. اما به طور عام استفاده از پوشش هایی که حافظ متانت و وقار زنان و عاری از خودنمایی باشد، توصیه می شود. لازم است در مراکز دولتی و اماکن عمومی حداقل ها رعایت شود و مؤکداً رنگ های تند و مدل های مبتذل مورد استفاده قرار نگیرد.

وی پیشنهادهای خود را برای بهبود وضعیت کنونی حجاب، اینگونه مطرح می کند:

- توسعه فرهنگ عفاف در اقشار گوناگون جامعه و تربیت و تأمین نیروی انسانی مورد نیاز دستگاه های دولتی و مراکز آموزشی و تجاری؛

- توجه به حفظ حدود و شعائر، اهتمام به ارزش ها در ادارات و ارگان ها به ویژه در حوزه مدیران؛

- نظارت موثر بر فیلم های سینمایی و تلویزیونی به منظور پرهیز از تبلیغ و ترویج روابط ناصحیح اجتماعی و از طرفی توسعه فرهنگ عفاف؛

- اعمال شیوه‏ های تربیتی موثر مبتنی بر شناخت صحیح از افراد و محیط در محیط های آموزشی وابسته به آموزش و پرورش و آموزش عالی؛

- انجام وظایف ضابطان و نهادهای نظارتی به شکل صحیح در رویارویی با مفاسد و ناهنجاریهای اجتماعی؛

- تأکید بر حفظ حدود ظاهری حجاب و استفاده نکردن از مدل ها و رنگ های نامناسب در اماکن عمومی؛

- پرهیز از ترویج لباسهای نامناسب، استفاده از مدل های مبتذل و نمایش مظاهر غربزدگی در فیلم های سینمایی و برنامه های تلویزیونی.فصلنامه سروش بانوان   http://bashgah.net/pages-6216.html

 

..........................................

علل بدحجابی و اقسام آن

1- بسیاری از زنانی که در کوچه و خیابان با وضع زننده و لباس نامناسب ظاهر می‌شوند یا در بین اقوام و مهمانیها رعایت محرم و نامحرمی را نمی‌کنند در اثر نداشتن آگاهی است که اگر اقعاً اطلاع پیدا کنند رعایت می‌کنند.

2- قرآن دربارة تقلید کورکورانة مردم می‌فرماید: بعد از آنکه فرعون در رود نیل غرق شده و بنی‌اسرائیل از ظلم او نجات یافتند هنگام بازگشت به قومی بت‌پرست برخورد کردند. دراین هنگام به حضرت موسی(ع) گفتند: ای موسی، همان طوری که اینها معبود و بتی دارند برای ما هم مانند آنها معبودان و بتهایی قرار بده!

3- عده‌ای بخاطر عقده‌های روانی و کمبودهای روحی است که دروجودشان احساس می‌کنند. با گمان واهی خود موی سر خودرا بیرون می‌ریزند و با اداء و اطوار و آرایش در خیابان و انظار عمومی ظاهر می‌شوند تا این کمبودهای روانی را جبران کنند. آیا عاقلانه است دختر و زنی که می‌تواند مانند انبیا با تربیت فرزندان صالح، جامعه را اصلاح نماید به صورت عروسک متحرک در کوچه وخیابان خود را تحقیر و بی‌ارزش نماید!

4- علت بدحجابی بعضی از اشخاص به خاطر داشتن دوستان ناباب می‌باشد. از اول دختر و زن خوبی بوده، ولی در اثر بی‌اطلاعی و عدم ایمان قوی تحت تاثیر دوست بدحجابش قرار می‌گیرد. در حالی که دختران مسلمان باید بدانند انسان نباید به هیچ دوست و انسانی اطمینان کامل داشته باشد. در صورتی که دوست انسان گناه می‌کند که بدحجابی یکی از آن گناهان بزرگ است. اگر می‌تواند به او تذکر دهد و اصلاحش گرداند و اگر نمی‌تواند به حال خودش رهایش کند. لذا

حضرت علی(ع) فرموده:

«لاتثق بالصدیق قبل الخیره».

پیش از آزمایش و شناخت، به دوستت اعتماد مکن.

نیز فرموده است:

«من ابک نهاک».

دوست تو کسی است که تو را از گناهان و خطاها باز دارد.

«اخوک فی الله م هداک الی الرشاد و نهاک عن الفساد و اعانک علی اصلاح المعاد».

برادر دینی و دوست تو کسی است که تو را به راه راست هدایت نماید و تو را از گناه و فساد دور کند و در انجام امور آخرت و اصلاح آن تو را یاری نماید.

بنابراین والدین محترم مراقب فرزندان عزیز خود باشند که با چه کسانی دوست می‌شوند و همچنین خود با هر کس دوست نشوید و در هر جشن و مهمانی شرکت نکنید.

حضرت علی(ع) فرمود:

«لا یامن مجالس الاشرار غوائل البلاء»:

انسان در مجالس ناپاکان و گناهکاران از سختیها و بلاهایی که دراثر گناه فرود می‌آید در امان نیست.

5- تهاجم فرهنگی بیگانه و خودباختگی علت دیگری برای ترویج بدجابی و بی‌بندوباری در جامعه است که از سوی جراید، رادیوها، ماهواره، نوار و فیلم‌های مبتذل از طرف کشورهای بیگانه و دشمنان اسلام ماننند سیل به طرف کشورهای اسلامی در حرکت است و بعضی از زنان و جوانان تحت تاثیر قرار می‌گیرند؛ به گونه‌ای که با دیدن یکی از این برنامه‌های فاسد آثارش در شکل و قیافه آنها مشاهده می‌شود.

6- بعضی از این بدحجابها باقیماندة رژیم ظاغوت می‌باشد آنهایی که در هتلها و کاباره‌ها، برنامه رقص و آواز و مفاسد دیگر داشتند و یا دراین گونه برنامه شکرت می‌کردند بطوری که گاهی از اوقات تا نزدیک صبح به لهو و لعب و میگساری مشغول بودند که الحمدالله با عنایت ایزد منان و برکت انقلاب اسلامی آن مفاسد و بی‌بندوباریها برچیده شد. اگرچه در گوشه و کنار افرادی هستند کهدر حسرت آن روزها به سر می‌برند و با حرفها و اعمالشان آرزوی برگشتنم آن زمان را می‌کنند، امیدواریم که هدایت شوند همانطوری که بسیاری از آنها توبه کردند و انسهای شریف و خدمتگزار اسلام گردیدند.

7- بعضی دیگر به خاطر مفسد فی‌الارض بودن پدر، یا برادر و... دل‌خوشی از انقلاب اسلامی ندارند و هر جا که می‌نشینند از نظام اسلامی بدگویی می‌کنند. این گروه و بعضی دیگر اگر از مردم حزب‌الله و شهیدپرور که اکثریت مردم را تشکیل می‌دهند نترسند این روسری کذایی را هم، سر نمی‌کنند. اگرچه در بین این مفسدین فی‌الارض بسیاری از خانواده و اقوامشان هستند که هیچ چیز بیشتر دوست دارند و نمی‌آیند دین و آخرتشان را به خاطر یک فرد خطاکار از دست بدهند.

8- منشا دیگر بدحجابی زنان، عدم اطلاع و آگاهی مردان اعم از پدر و شوهر و برادر و.. از دین می‌باشد به عبارت دیگر بدحجابی زن نشانه نداشتن تعصب دینی و غیرت مرد است. مگر می‌شود مردی غیرت داشته باشد و زن و دختر و خواهرش بدحجاب بیرون بیایند؟

9- خوردن لقمه حرام یکی از علت‌های مهم بدحجابی است. کسی که درآمد و کسب زندگیش را با ربا، رشوه، گرانفروشی ، کم‌فروشی، غش در معامله، کم‌کاری در اداره و محل کار و مصرف بیجا از بیت‌المال... مخلوط می‌کند و آم را به خود زن و فرزندش می‌دهد در نتیجه غذای حرام و گناهان سبب می‌شود که دختر و همسر چنین شخصی عروسک متحرک کوچه و بازار شود و پسر او نیز خود را به شکل دختران و غربیها درآورد وخود هم عکس‌العملی نشان ندهد.

در روز عاشورا امام حسین(ع) خطاب به مردم فرمود:

«...غیر مستمع لقولی قد انخزل عطیاتکم من‌الحرام و ملئت بطونکم من الحرام فطبع الله علی قلوبکم».

شما که گوش به سخنان من نمی‌دهید وحرف من در دل شما اثر نمی‌کند، علتش آن هدایای است که از راه حرام به دست شما رسیده و شکمهای شما ار حرام پر شده و به همین خاطر خداوند بزرگ در دلهایتان مهر زده(و سیاه گردانیده است).

آری اگر شکم از راه حرام پر شد حرف سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) هم در او اثر نمی‌کند و این سخن آن حضرت(ع) هشداری هم به بعضی از افرادی که در جامعه مسئولیت و یا موقعیتی دارند می‌باشد و آن این است که مواظب باشند در هر مهمانی شرکت نکنند و هر هدیه‌ای را قبول نکنند. چون بعضی‌ها برای تملق و حل مشکلاتشان و رسیدن به پست و مقام، این غذاهای چرب و نرم را در جلوی مهمان قرار می‌دهند. و بدانید که اگر شما موقعیتی نداشتی زا بسیاری این مهمانیها و افطاری‌ها و هدایا خبری نبود. اینها در باطن رشوه است اگر چه اسمش مهمانی و افطاری و هدیه برای ارضا خدا باشد، و حتی مناسب است از هدایایی که در مراسم تودیع بعضی از مسئولین می‌دهند اجتناب شود و آن مسئول هم بی‌مهابا خود را به آب و آتش نزند و این چنین دنیا و آخرت خود را خراب نسازد که سیره حضرت علی(ع) این گونه نبوده است. اگر چه ما نمی‌توانیم مثل آن بزرگوار سلام‌الله علبه باشیم ولی می‌توانیم کمی شبیه آن حضرت(ع) عمل نماییم.www.zibaweb.com

10- توجه به تجملات و تشریفات که منجر به دیر ازدواج کردن دختران می‌شود نیز علت دیگری برای بدحجابی است. دختری که با لباس نامناسب و ادا واطوار، خود را در معرض دید عموم مخصوصاً جوانان قرار می‌دهد در حقیقت به صورت کنایه و غیرمستقیم می‌گوید: من احتیاج به ازدواج دارم و ظاهرم نشان دهنده همین موضوع می‌باشد. ولی باید گفت: دخترجوان، پاکدامنی و حجاب و تقوایت را حفظ کن تا جوانی که مرد زندگی است رغبت کند به خواستگاریت بیاید و با شما ازدواج نماید. زیرا اکثر جوانان در هنگام ازدواج به دنبال دختر عفیف و مؤمن هستند نه دختری که تمام جوانان هرزه او را می‌شناسند.

بعلاوه از تجملات و تشریفات زاید عقد و عروسی بکاهید تا مسئله ازدواج این قدر مشکل نشود.

11- حرص و طمع دیگر بدحجابیها است. کسی که از صبح زود تا پایان شب فقط به فکر ثروت‌اندوزی و تجملات زندگی است، و تمام تلاش خویش را صرف آن کرده تا بهترین منزل و زیباترین ماشین و جدیدترین وسایل منزل را داشته باشد. بطوری که گاهی تا چند روز فرصت دیدن بچه‌هایش و سخن گفتن با آنها را ندارد. و زندگی را فقط در رسیدگی به خوراک و پوشاک فرزندانش می‌داند. چنین اشخاصی دیگر شیطان به آنها اجازه نمی‌دهد به فکر دین و اخلاق و آخرت خود و خانوادشان باشد. برهمین اساس بسیاری از کسانی که از زندگی مرفهی برخوردار هستند از نظر اخلاقی و مذهبی و حجاب زن و دخترشان مشکل دارند. در حالی که اسلام ضمن تاکید روی کار و کوشش از جهت کم و کیف و اخلاص، روی رسیدگی به خانواده و تنربیت فرزندان صالح و با ایمان بسیار سفارش نموده است.

12- مسامحه و بی‌توجهی بعضی از مسئولان با عاملین به منکر و نیز عمل نکردن اکثر مردم به امر به معروف و نهی ازمنکر یکی دیگر از عوامل شیوع بدحجابی و سایر منکرات در سطح جامعه می‌باشد.

انسان خطاکار را نخست باید با اخلاق اسلامی و راههای صحیح و شرعی نصیحت نمود ولی این طور نیست که همه مردم با موعظه از گناه کردن دوری کنند.اگر چنین بود حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) که مظهر رحمت و عطوفت بودند به دستور حضرت حق‌تعالی در بعضی مواقع با شدت با گناهکاران برخورد نمی‌کردند و احکامی مانند حدود و قصاص و دیه و تعزیر را قرار نمی‌دادند. زیرا در جامعه افرادی هستند که به عناوین مختلف سخن حق و عقل و منطق را قبول نمی‌کنند و اگر قانون و ترس از اجرای آن نباشد به هیچ چیزی پایبند نخواهند بود و همه مقدسات و قوانین دین و کشور را به استهزا می‌گیرند. برهمین اساس مسئولین برای صیانت از دین و حفظ ارزشهای الهی و برقراری نظم و امنیت و ضایه نشدن حقوق مردم با چنین افرادی باید برخورد نمایند.

13- نداشتن ایمان درست و نبودن ارتباط واقعی به وسیله نماز و قرآن و دعا با خداوند سبحان، علت تمام گناهان از جمنله بدحجابیها است. اگر کسی نمازی خواند که او را به یاد خداوند بزرگ و مرگ و صحنه‌های هولناک عالم قبر و روز قیامت انداخت دیگر گناه نمی‌کند. دیگر به اعضای بدنش که امانتهای حضرت حق تعالی اسیت خیانت نمی‌کند، دیگر خود را ملعبه و بازیچه از خدابیخبران و اراذل قرار نمی‌دهد. چون خود را در محضر پرودگار عالم می‌بیند و نمی‌آید برای هوی و هوس اسیر دام شیطان در این چند سال جوانی بشود و آخرت خود را که جای همیشگی است از دست بدهد هیچ انسان عاقلی چنین کاری نمی‌کند.

 

نماد های فردی علل بد حجابی ( دلایل عدم رعایت حجاب)

هر عملی که انسان انجام میدهد ناشی از علتهایی است که در وجود او میباشد اگر فردی غذا میخورد نشان دهنده علت گرسنگی در وجود اوست . بد حجابی نیز دلائلی فردی دارد هر فرد بی حجاب ممکن است بنا به دلایلی از قبول پوشش خودداری کند . روانشناسان جوامع اسلامی این دلائل را به طور مفصل در کتابهای روان شناسی بیان نموده اند .

1. هیستری

یکی از دلایل بد حجابی بیماری هیستری میباشد . در این بیماری فرد علاقه زیادی به جلوه گری دارد. این بیماری منشا روحی و روانی دارد و یکی از آثار و نشانه های بیماری افسردگی درفرد میباشد. چنین افرادی برای ارضا بیماری خود مرتب به دنبال مدلهای بهتر و بالاتر و زیباتر و جذاب هستند. www.zibaweb.com

2. عقده حقارت

فردی که در خانواده و جامعه مورد تحقیر قرار می گیرد خانواده به او توجهی ندارد نظراتش را محترم نمی داند در جامعه نمی تواند به طور دلخواه خود هر کار میخواهد انجام دهد. میخواهد از این راه که جلوه دادن زیباییهای درونی و خدادادی است روی این عقده سر پوش بگذارد.

3. سادیسم

سادیسم نوعی بیماری است که از افسردگی سرچشمه میگیرد . فرد دوست دارد بهر عنوان دیگران را مورد آزار قرار دهد. به هر حال وقتی فردی با پوشش نا مناسب در بین جامعه رفت و آمد میکند حس شهوت و غریزه جنسی را در جوانان بیدار میکند و آنها را  دچار مشکل می سازد فردی که سادیسم دارد از این که ببیند جوانی غریزه جنسی در او شعله ور شده است و دست یابی به آن برای او ممکن نیست لذت می برد وخود را قهرمان این عرصه تصور میکند.  

4. انتقام جویی

فردی که به خاطر رفتار دیگران آتش کینه و نفرت در وجودش شعله می کشد اگر از معنویات به دور باشدسعی دارد در رفتار با دیگران این نفرت و انزجار را به مرحله عمل و انتقام برساند. فردی که دوستدار آزادی غربی است وقتی در این اجتماع دست یافتن به آن برایش ممکن نیست حس انتقام اورا برآن برمی دارد که ارزشهای اجتماعی را خدشه دار کرده و زمینه سقوط ارزشهای اجتماع را با رفتاربلهوسانه خود فراهم سازد.

5. مازوشیسم

علت دیگر گرایش به پوشش نا مناسب خود آزاری و مازوشیسم است. فردی که به دلایل مختلف خود را عقب مانده میداند نسبت به خود بی تفاوت میشود و از بیماری یا شکست اجتماعی خود ناراحت نمیشود . او به خاطر آزار رساندن به خود خودش را در معرض حوادث برخاسته از فحشا و فساد میگذارد. چنین افرادی هر قدر هم که در دامان بی عفتی فرو روند برایشان اهمیتی ندارد. زیرا هیچ قانون و مقررات و صلاح و ثوابی را در نظر نمی گیرند و حتی آنها با خود بیگانه اند.

6. جبران شکستها

فردی که از مقامات اجتماعی به خاطر عدم پوشش یا بی کفایتی باز مانده سعی دارد با فساد بیشتر این شکست را جبران کند. کسی که تغییرات بنیادی در جامعه را نمی پذیرد و از مقامات سابق  خود خلع و دچار شکست اجتماعی شده است سعی او بر این است که با هر وسیله ممکن این شکست را جبران کند .او خود به انجام کاری که میکند آگاه است و میداند که چه میکند. 

7. نا آ گاهی

یکی از علل بد حجابی جهل افراد است . شایدفرد بی حجاب نمی داند که با این کار خود چه ضربه هایی به جامعه می زند .ممکن است جلوه گری او خانواده ای را از هم بپاشد. شاید پوشش نامناسبش زمینه ساز گناه بسیاری از جوانان باشد. شاید نمی دانند که کمبود پوشش موجب جلب نظر افراد سود جو و خیانتکار به آنها می شود. شاید نمی دانند هر چه پوشش زن کمتر باشد در زندگی حیوانی نزدیکتر و از خدا دورتر است . شاید نمی دانند چنانکه گل در معابر عمومی پرپر شود آنان نیز در این راه گاه عفت خود را از دست خواهند داد .پس باید جامعه را آگاه و هشیار کرد.

8. نیاز به ازدواج

یکی دیگر از علل بد حجابی نیاز جنسی است . ازدواج گر چه در دین مقدس اسلام بسیار از آن تعریف و تمجید شده است و بهترین رهنمودها پیرامون آن رسیده است تا جایی که  پیامبر میفرمایند: کسی که ازدواج می کند نصف دین خود را حفظ کرده است.اما جلوه گری برای پیدا کردن زمینه های ازدواج راه نامناسبی  است که به بدحجابی کشیده شده و پیامدهای تاسف باری نیز برای طرفین بهمراه خواهد داشت . با توجه به اینکه اغلب این ازدواجهای چها رراهی سر انجام خوبی نخواهد داشت و به جدایی و طلاق می انجامد.

9. کمبودها

معمولا افرادی دچار ریا تظاهر جلوه گری خودنمایی و فخرفروشی میشوند که کمبودی دارند.  

کمبود شخصیت اجتماعی نیز موجب پناه بردن به  بد حجابی برای جبران این کمبود میشود.  

10. توطئه فرهنگی

متاسفانه بعضی افراد خواسته یا ناخواسته به دامن این توطئه می افتند و شاید برخی از سر انجام کاری که می کنند بی اطلاع باشند. سیری در تاریخ نشان میدهد که آنجایی که دشمن توان مقابله با ملتی را ندارد با اشاعه فحشا از طریق جنس مونث وارد عمل میشود . لذا ست که خود باختگی فرهنگی پیروی از دیگران به عنوان نسل برتر از دست دادن پشتوانه های مذهبی روی آوردن به گناه و فحشا بسیاری از مردم دنیا را در کام استعمارگران فرو برده است.

11. تبلیغات سو

یکی دیگر از علل بد حجابی و فحشا شانتاژ های تبلیغاتی است.  معمولا برای آنکه چیز مقدسی راازفردی بگیرند ابتدا بر علیه آن چیز و کسانی که پیروی و تبعیت از آن میکنند تبلیغات وسیعی انجام می دهند تبلیغات سو تهمتهای بیجا و گاه بزرگ کردن اشتباه افراد محجبه به عنوان پتکی بر سر دیگران است که آری اینانند منادیان حجاب و هر چه هست زیر این چادرهاست و نااگاهان کم تجربه نیز بدون تحقیق تحت تاثیر این تبلیغات قرار می گیرند .البته قابل ذکر است که ما نمی توانیم تمام متدینین و منادیان دین اسلام را از اشتباه مبری بدانیم بلکه غیر از معصومین (ع) همه افراد ممکن است اشتباه داشته باشند ولی اشتباه دیگران دلیل بر آن نیست که مکتب غلط و ناپسند باشد.با توجه به اینکه سایر ادیان نیز پیروانی راستین نداشته و ندارند آ نان نیز سراسر زندگیشان مملو از خطا و اشتباه و روش خلاف مذهب است. چنانکه قرآن می فرماید هر کس در گرو اعمال خود میباشد.www.zibaweb.com

 

را ه های جلوگیر ی از بد حجابی چیست؟

در رابطه با بد حجابی به عنوان یک پدیده اجتماعی باید ابتداء ریشه یابی شود و بعد از آن از راه صحیح با آن مبارزه شود. زیرا کسانی که بدحجاب هستند دارای انگیزه واحد نیستند و نمی توان نسخه واحد برای آنها پیچید و از یک راه از آن جلوگیری کرد.

بعضی از زمینه ها و ریشه های بدحجابی عبارتند از:

1- عدم آگاهی از حدود حجاب و ضررها و آثار بد حجابی در میان افراد جامعه.

2- عدم اعتماد به نفس و عدم استقلال شخصیت در مقابل افراد بی حجاب و مورد احترام قرار گرفتن توسط دیگران.

3- لجبازی با افراد با ایمان و با حجاب.

4- عدم برخورد صحیح از طرف افراد با حجاب (برخورد جذبی).

5- بد حجابی سیاسی با هدف تعرض به نظام جمهوری اسلامی.

6- بد حجابی به منظور بی بند و باری و خود فروشی.

7- بد حجابی به منظور آزاد کردن پتانسیل شور جوانی و نوجوانی.

8- بد حجابی به منظور خود نمایی، زیبا نمایی و حس زیبایی دوستی.

9- بد حجابی برنامه ریزی شده از طرف دشمنان با استخدام نیرو برای این کار.

10- بد حجابی ناشی از فشارهای مالی و اقتصادی.

موارد فوق بعضی از انگیزه های بد حجابی است و برای مبارزه موفق با بد حجابی باید ابتدا نوع آن را شناخت و از راه خاصی که برای مبارزه با آن موثر است وارد شد. این نکته بسیار حساس است که اگر انسان اشتباه کند نتیجه عکس می دهد. مثلا اگر با کسی که به علت عدم آگاهی از حدود حجاب یا بدون آگاهی از آثار و ضررهای آن بد حجاب است برخورد قضایی و فیزیکی شود نتیجه ای نخواهد داد یا نتیجه عکس می دهد.

همچنین اگر با کسی که با یک برنامه ریزی از طرف دشمنان نظام اجیر شده و پولی جهت اشاعه بدحجابی دریافت کرده است بخواهیم برخورد فرهنگی کنیم و آگاهی بدهیم نتیجه ای نخواهد داشت، زیرا مشکل این فرد عدم آگاهی نیست بلکه او آگاهانه در این زمینه قدم گذاشته است. در مورد این افراد برخورد صحیح، برخورد قضایی و فیزیکی پیش گیرانه است.

آن کسی که از سر لجبازی با افراد، بد حجاب شده است، باید با با احترام و محبت زمینه های لجبازی را از بین برد.

آن کسی که بد حجابی اش به منظور خود فروشی است، باید به سراغ انگیزه خود فروشی او رفته آن انگیزه را از بین برد.

به هر حال با شناخت دقیق از نوع بد حجاب و انتخاب راه مناسب، مبارزه با آن و هدایت افراد بسیار ساده می شود. منبع: پایگاه حوزه درج از : http://student.arums.ac.ir

 

علل پیدایش بدحجابی
ازعلل پیدایش پدیده بدحجابی در جامعه امروز ما می توان به هجوم جهان بینی غرب به همراه فرهنگ منحط غرب و از جمله عوامل ستیزه گر دینی و ارزش های آن از کشف حجاب رضاخانی تا توطئه عمیق روشنفکران غربزده و فراموسونرهای وابسته همگی در پدیده بد حجابی امروز جامعه ما چون گذشته به طور مستقیم نقش دارند. مضاف بر عوامل گذشته می توان به برخی از عواملی که در دوران عمر انقلاب اسلامی نیز منجر به این پدیده شده است باختصار اشاره کرد. لازم به ذکر است برخی از این عوامل معلول کیش شخصیتی فردی است و برخی مربوط به اجتماع.

1-  سهل انگاری عمدی یا سهوی در استفاده از روش های تبلیغی و ارشادی مناسب در خصوص ترویج حجاب وقتی امر مهمی چون حجاب در یک بستر تاریخی دراز مدت (قرنها) ایجاد و تداوم پیدا کرده است.

تداوم مجدد آن نیازمند کار فرهنگی عمیق به همراه ظرافتهای خاص خود می باشد. به عنوان مثال استفاده از زنان محجبه در نقشهای منفی و گاه استفاده از زنان بدحجاب در نقشهای مثبت در رسانه ملی یا سینما هنر هفتم از جمله این موارد است عدم فرهنگ سازی در این زمینه تا آنجا جلو رفته است که موج روی آوردن دختران و زنان به سمت آرایش حتی برای خرید نان و سبزی دلیل بر عدم آگاهی و جهل است.

2-  جابجایی و وارونگی در ارزشها

عدم تبیین صحیح ارزشهای جاذب و طرح رذایل کاذب در جامعه از جمله علل بدحجابی است. ابراز وجود و خودنمایی برای انگشت نما شدن با ارائه مد و تغییرات بی شمار و با هدف متمایز کردن خود از دیگران از جمله این ضدارزشها است. نمونه دیگر تفاخر و فخرفروشی بدلیل اختلاف و شکاف طبقاتی است. اگرچه این امر توسط زنان صورت می گیرد اما گاه این صفت رذیله توسط مردان با سوء استفاده از همسران خود صورت می گیرد. برخی از مردان درجه جلالت و ابهت خود را با نوع لباسی که همسرانشان به تن دارند به دیگران می فهمانند. و این ویژگی جوامعی است که معنویت در آن رو به افول گذاشته و براین اساس زن وسیله و ابراز تشخص و تعیّن شوهر می شود.

ای کاش رذایل این گونه انسانها به خودشان ختم می شد ولی متأسفانه گاه توده عوام به شوق تشبیه اشراف با همه ضعف مالی این راه بی بازگشت را طی می کنند و نتیجه آن جز اسارت و بردگی چیز دیگری نیست.

3-  تأثیرپذیری جوانان از هجوم تهاجم فرهنگی غرب

جهل جوانان ما به جهان بینی غرب از یک سو و جهان بینی اسلام از سوی دیگر موجب پذیرش الگو و شیوه غربی که هیچ تناسبی با هویت اسلامی جامعه ما ندارد از جمله عوامل بدحجابی است. همین امر موجب شده است که جوان جامعه ما گاه غرب را با مقیاس بازیگران فیلم های سینمایی غربی می شناسد و از او الگو می گیرد درحالی که بخش عمده شهروندان جامعه غربی به موازین و اصول اخلاقی و اجتماعی خود پایبند بوده و چه بسا گاه پوشش و آرایش دختران و زنان جامعه ما از زنان بی شخصیت و بی خانواده غربی الگوبرداری می شود و در ذهن او این مظهر آزادی و تجدد محسوب می شود.www.zibaweb.com

اگر فرض را براین امر قرار دهیم که جوان ما می خواهد راه غرب را طی کند، راه رفته غربیها امروز، آنها را به بحران بی هویتی و سقوط سوق داده است و جا دارد که جوانان ما یکبار از خود سؤال کنند چرا باید این راه رفته را دوباره رفت.

4- کم توجهی به تنوع طلبی و حس زیبایی دوستی:

جوان و خصلتهای او را نباید در پیچ و خم بخشنامه ها و دستورات تحکمی گرفتار کرد. متأسفانه بعداز  27  سال کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و بخشهایی از مسئولین توجه به مقوله تکثر و تنوع لباس با هویت اسلامی را مورد هدف قرار داده اند. این توجه زمانی مطرح می شود که بسیاری از راه ها و روش های ناصواب را به کار گرفته اند. چه بسیار امر به معروف ها و یا نهی از منکرهایی که هیچ کدام در جای خود به شکل صحیح انجام نگرفت. اگرچه افراط و توجه بیش از حد به تذکرات از عوامل وازدگی و بی پاسخ ماندن این امر در جامعه شد اما کم توجهی امروز نیز درد مزمن دیگری است که جامعه امروز ما تجربه می کند و تعطیلی این فریضه الهی از جمله عوامل دیگر این انحراف اجتماعی است.

5-تفاوت در نگرش ها و دیدگاهها نسبت به مقوله بدحجابی

علاج یک انحراف اجتماعی زنان به طور نسبی نتیجه می دهد که متولیان امر دیدگاه واحدی نسبت به موضوع و شیوه برخورد با آن داشته باشند. با تأسف باید گفت برخی تهاجم غرب به ارزش های دینی و هویتی جامعه را تعامل فرهنگی قلمداد کردند، برخی گذر زمان و عرفی شدن تبدیل ضدارزشها به ارزش را ملاک عمل دانسته و برخی تحت عنوان پدیده جوان گرایی و سوءاستفاده از رأی و مشارکت جوانان در عرصه سیاسی هر اقدام جوانان را زیر پرچم نشاط و شادابی توجیه و تفسیر کردند و برخی آن را معلول فرآیند عرضه و تقاضا دانسته و برخی برخوردهای خشن و سخت با جوانان را نسخه شفابخش اعلام کردند. و متأسفانه تمام این دیدگاهها را با برداشت از دین طرح کرده اند.

به نظر می رسد خطر تعدد نظر و عمل صاحبان فرهنگ و سیاست که متولیان فرهنگ عمومی جامعه هستند کمتر از خود این انحراف اجتماعی نیست.

عوامل مورد اشاره و بسیاری از عوامل دیگر تأثیر به سزایی در گسترش پدیده بدحجابی به عنوان یک انحراف اجتماعی که خود منشأ بسیاری دیگر از انحرافات دیگر است می شود.

چه باید کرد؟

شاید به صراحت بتوان گفت در میان گمشده های جوانان ما امری مهمتر از معرفت نسبت به قابلیتهای فردی، هویتی و دینی خود نباشد. اگر این ادعا را اصل قرار بدهیم باید به جوانان کمک کرد تا این قابلیتها را که دست مایه ای از جنس عقل و عشق، دانش و همت و انگیزه و هدف است بشناسند.

گام اول: کمک به جوان در قرار گرفتن در مسیر ایمان به خالق برتر برای اتصال او به قدرتی بی انتها است.

جوانان ما اگر خمیرمایه معنوی خود را که مربوط به جهان بینی اسلامی است بیابند دیگر برای ابراز وجود نیاز به نمایشهای غیرمعمول ندارند و کامیابی های خود را در گرایش به ارزشهای اسلامی جستجو می کنند.

گام دوم: تبیین و تدوین استراتژی بلندمدت برای رشد و بالندگی جوانان است. در این فرآیند باید نقش والدین، همسالان، مربیان و... به گونه ای تعریف شود که هیچ کدام نقض یا خنثی کننده رفتار و عملکرد دیگری نباشد بلکه مکمل و همگی منجر به تکامل او شود.

گام سوم: تقویت باورهای دینی جوانان است. همه دستگاه هایی که متولی فرهنگ عمومی جامعه هستند اعم از صداوسیما سازمان و دفاتر تبلیغات اسلامی، حوزه های علمیه، مدارس، دانشگاه ها، خانواده ها و... می بایست رسالت خویش را در تقویت باورهای دینی جوانان به کار گیرند. تجربه دوران دفاع مقدس نشان می دهد اگر باورهای دینی در وجود جوانان ریشه بدواند و عمق پیدا کند مهمترین سرمایه برای جامعه و حتی خود فرد است.

گام چهارم: تطبیق انتظارات جامعه، خانواده ها و مسئولین از جوانان، توجه به توانمندیهای جوانان و هدایت آنها براساس میزان توانمندی موجب می شود انرژی و عشق و علاقه جوانان در مسیر صحیح قرار گیرد و کمتر فرصت پیدا کند بدلیل سرخوردگی های اجتماعی به انحراف اجتماعی تن دهند. منبع: سایت طیبات